تبلیغات اینترنتیclose
سُر مي خوري اول بعد (علی بابا چاهی)
پیچک ( علی بابا چاهی)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

چطوری ؟

**

 

سُر مي خوري اول بعد
سر از برهوتي در مي آوري

با شيشه هاي دو جداره
كه خنثي مي كنند گمب گمب

 و گرومب گرومب را
با گوش هاي باطل نشده از صف

 آهنگران مي گذري انگار
چكش هاي ريز و درشت هم

كفش هاي كتاني پوشيده اند
تنهايي ات از اين دقيقه دقيقه تكميل مي شود .

 

ظاهر و باطن تن و تنهايي !
احتضار برود انتحار گم بشود
فلفلي كه تند نيست
لب و دهنِ دختر خوزستاني

به چه دردش مي خورد ؟
شبي كه به تاريكي بي اعتناست

 نه فلفل است نه تند
گفتم شب و ديدم كه واقعا
حسِ ششمِ گلِ شب بو قوي تر از آن بود كه
زير بيني تو كبريتي روشن كند
نكرد ! نه ! بعد ولي
در مقايسه با  مقايسه كردند مرا
سنگدل شده بودي ولِ لبِ رودخانه
قلوه سنگ ها پدر پدر مي كردند و تو نه انگار
و بلبلاني كه فلزي نبودند
پروانه هايي كه مقوايي نبودند

و ما كه خودمان بوديم
شما هم كه خودتان بوديد

 

 

 

علی بابا چاهی

برچسب ها : ,

موضوع : علی بابا چاهی 2, | بازديد : 127