تبلیغات اینترنتیclose
(از نک پا می گذارم از بلندترین (علی بابا چاهی)
پیچک ( علی بابا چاهی)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

پیچ 3

 

**


از نک پا می گذارم از

 بلندترین نقطه ی تا حالا
روی سر مورچه هایی که فقط از

روی دست فیل ها  فسیل می شوند
شده اند
[شرح این نکته بر ورق کاغذی آمده

 در بطری دربسته ای که به دریا
فقط انداخته ام آن را
تا به همین شکل در حضور تک تک

 این صندلی های خالی در سالن
باز شما را که تلفیقی از فیل و مورچه اید
با روش کاتبان عهد فلان  در ته

جوهردان  می بخشید

 البته  می خیسانم
و بعدا  از حالا به محض اینکه از کف

 دستم بال و پری تازه درآوردید
لطفا  با راه بیفتید روی کاغزهای

سفیدی که فرش زیر

 پای من و شماست
حضار عزیز!  به زعم اینکه شما

 غایب اید از چشم تنگ همه چیز
با چشم باز  روی همین کاغذ

 مرغوب  خوب نگاه کنید :
مورچه هایی که لگد می پراکنند
فیل هایی که روی زمین می خزند
ناظر اجباری هم راه رفتن معکوس

 این جانوران را به جا نمی آورد اصلا
پس برویم
"اه" و "دم" ی / دم کنیم
با بتمرگیم کمی کم کنیم

 این روایت حلزونی را
این جانوران مؤلف از مرده ی

هر مجنونی که نمی گذرند
خواب تو هم پر از نیش کج عقرب هایی

 است که فراری می دهد آدم را
از هر چه بهشت
با کناره بگیرم از برای خودم 

 بمیرم اگرچه به تدریج
چه اتفاقی بهتر از این

 می افتد بر زمین
به جای سیب درشت به

 من چه که بردارمش
از دو طرف باز به بن بستی در

 یک فنجان قهوه می رسیم
با هر چه شما که چه ربطی

به نقش خودتان دارید
و با هر چه تو که عجب گلی به

سرم زده ای که ریشه دارتر

 از نیش هر عقربی ست.
 

 

علی بابا چاهی

برچسب ها : ,

موضوع : علی بابا جاهی 7, | بازديد : 377