تبلیغات اینترنتیclose
مشروط به اینکه بدون قید (علی بابا چاهی)
پیچک ( علی بابا چاهی)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

پیچ 5

**


مشروط به اینکه بدون قید و شرط 

 با کنار خودت کنار بیایی
از ترس عنکبوتی که فرضا منم نیفتی

 در ته تابوتی که فکر می کنی

 برای تو از کوچخ می گذرد.
ضربدرهای قرمز را با خودت

 حمل می کنی که چه ؟
چشم بند سیاه را هم بگذار برای

 دراز کشیدن در صدفی
که هدفی ندارد جز این که بگوید به تو :
دریا موجن کاکا  دریا موجن
و شال گردن او را جز اینکه

دستگیره ی آشپزخانه کنی
ادای عصای موسی را نه اینکه مگر

 نصف شب فقط برای تو در می آورد
من لال لال ؟ شقه شقه شوم ؟
خب  قبول !
قصاب محل آدم بی انصافی نیست
تو هم البته با دو سه چار چشمی

 که از حدقه بیرون زده / حق داری
بی شرط قسم به خدا  مشروط

بدون قید و شرط از همه جا
روزی دو سه بار  شقه شقه شوی

 اما فقط برای برای خودت
از نوک کوه  در ته دره اگر بپری  با

 پر و بال خودت اگر بپری  بپر
که از خزیدن در ته چاه به شرط

 شرم و حیا بهتر است  بپر
یم خاردار برای چه آفریده شده  دیده

 شده که تو می توانی از ته دریا
سوزن طلایی را به دهن

گرفته  به من بدهی
شیخ ما که منم می داند قدر مریدی

 را که برید از خود قبلی اش اول  و بعد
خزه های دوردست و پای چرا ی

 خودت را باز کن اول  و بعد
ببین چه کرده با بال های تو

 این قیچی خود خواسته
اگر بخواهی اما می متوانی حتی

 چند قدم از خودت جلو بزنی
در لیوان آب سردی که تعارف

 می کنی اول به من  و بعد

 

علی بابا چاهی
 

برچسب ها : ,

موضوع : علی بابا جاهی 7, | بازديد : 428