تبلیغات اینترنتیclose
و از اینجا به بعد بود که (علی بابا چاهی)
پیچک ( علی بابا چاهی)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |


از اینجا به بعد
 

 

**

و از اینجا به بعد بود که انگشت

 نما شدی به جرقه زدن
لخت و عور آتشی که

محاصره ات کرده بود
دیوانه ی مادرزادی بودی که

 در تنه ی نخلی دراز
دراز به دراز قد کشیده بودی :
- سنش بزن  نمی رسه !
بنگش بزن نمی رسه !

 


بعد میکروفن های قد کشیده

و روزنامه های کودن قد کوتاه
تو را هو کردند
و خروس های اخته 

سگ های به چه معنا  تیز
با قدقد از هر چه طور و عو عو از هر چرا
تو را  و نه یک بار
بیا برویم از این ولایت  برویم ؟
و تو سر از پرانتزی در آوردی

 که غفط یک تختخواب فلزی
و داشت اسباب بزرگی

را برای تو در اتاق عمل
و دور از چشم اهل نظر آماده 

و می کرد تیز چاقوی جراحی را
با شوک از سر گرفته تا نوک پا را
تکیه به جای مجانین ؟
سنگش بزن  نمی رسه
بنگش بزن  نمی رسه !
- اره ؟
فقط چند سانت
تا مچ پای تو را اگر چه کمی کوتاه
کاری کنیم تاکوتوله های از هر طرف
برای تو کف بزنند
- قد کشیدن بیجا چرا ؟
اما پشت سر این مرده های

 از همه جور  از همه ناجورتر
حرفی اگر
و سرتان را هم بهسنگی نمی زدید

که خطوطی عجیب بر آن حک شده ست
قطعا  نه که او زنده به گور

 


نه گور تو را  دراز به دراز به اسم او می کردند
و نه اینکه شما  یکجا آنقدر قد می کشیدید


که سرتان را به سنگی بزنید  که بی شک
خطوطی عجیب بر آن حک شده ست

 

 

علی بابا چاهی

برچسب ها : ,

موضوع : علی بابا جاهی 6, | بازديد : 333