تبلیغات اینترنتیclose
اسلحه ور رفتن هم بی فایده (یدالله رویایی )
پیچک ( علی بابا چاهی)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

گانگستری
 

 

**

اسلحه ور رفتن هم بی فایده ست 

 وقتی که تو نباشی
و کشیدن ماشه  تیز کردن چاقو
بریدن با سیم گلوی گروگان

 کم سن و سالی که
ترس را هم خوب تلفظ نمی کند
در ته چشمان خون گرفته ی من  واقعا ؟
سرقت اموال پیرزنی که تصادفا

 اسم تو را بر خودش
و آسمان را هم طاقباز گذاشته
که در روز روشن  وقتی که

 تو نباشی مخصوصا
تهوع آور است جنایت
بر هر سنگی که سقوط کنم
به کوه بزنم که بخشی از دریا

 آتش بگیرد هم  بی تو
نارنجکی به خودم ببندم

 و  بی فایده ست
تهمت اینکهنیمی از کره ی

جغرافیای روی میز را شخصا
و منفجر کرده ام بقیه ی مین هایی

 که شب های آبادان را فقط
به جهنمی از بهشت بدل می کند
بی فایده ست بی تو
وقتی که نباشی تو  جهنم

 هم بی فایده است
هیچ ندارم دل و دماغ اینکه شما

را به انفرادی با رؤیاهای شاقه
و محکوم کنم دزد به کاهدانی که شعرهای مرا
به سه مالخر همین

 دور و بر فروخته اند
و یا چارپایه را از زیر پای فرقی

 که نمی کند پس بزنم
تا طناب دار ./ شیرین تر از زهرمار
با گلوی هر که  و از هر کجا
کاری کند  دیگه چه کاری ؟
تیر خلاص ؟
یا آخرین گره ای که جمع و

 جور کند هوش و حواس
آدم اعدامی را
این صحنه های خنده آور البته که با تو
بی تو که بی فایده ست
با دست بسته بی فایده ست

 اگر که باز  بی تو
تکیه به جای بزرگان بزنم که آخر

کار فقط تکیه به دیوار می زنند
و سلول هایشان را هم ک

ه به رایگان به این و آن
خب دیگه شلیک می کنید

  یا بپرم از خواب ؟
تختخواب زندان هم گنجایش

 خواب های زیادی دارد
مردن بی تو  و خوردن یک قاچ

 خربزه حتی بی فایده ست
قول داده ایم قبول ؟

 

 

یدالله رویایی

برچسب ها : ,

موضوع : علی بابا جاهی 5, | بازديد : 400