تبلیغات اینترنتیclose
آن طورها كه بود بد هم نبود (علی بابا چاهی)
پیچک ( علی بابا چاهی)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |


از نمردن
 

 

**

آن طورها كه بود بد هم نبود

اینطورها كه هست بد نیست

هر خوشه گندمی كه می كنم از

 ساقه چند قطره خون نمی چكد از آن

هر ماشه ای كه می چكانم دندان

گرگ در عضلاتم گیر نمی كند

فاسد نمی شود سبد سبد سبد انگورم

و شراب همان آب ولرمی نیست

 كه از شیر سر كوچه می مكیدم

قطار  قطار می رسد از راه

و ما صبح به زودی می رویم به سمت

 بهشتی كه سارا انار ندارد

كم كم  وقت برای خندیدن كم می آوریم

بس كه جنازه های تازه تازه

 یكی یكی از در در می روند

به بایزید زنگی بزن وَ بگو

پیاده شوم یا نشوم در بندری كه با سر ِ آستین

گوهر بیرون آوردندی از ته دریا ؟

درختی كه نمی خواهد سر به هوا باشد

از ترس اره بدنش تاول نمی زند

از نمردن كه نترسی موش

 كور هم عاشق می شود

كسی كه از دیوار كوتاه بالا می رود

غبطه نمی خورد به پرنده ی فرضا عاشقی

كه زیر چرخ ماشینی دراز كشیده

عاشقی كه دراز نكشد ؟  نقشش

را خوب بازی نمی كند !

بوده در كتاب عاشق فی الدنیا فرموده :

معشوقه ای كه قهر نكند عاشق است .

 

 

علی بابا چاهی

برچسب ها : ,

موضوع : علی بابا جاهی 4, | بازديد : 319