تبلیغات اینترنتیclose
این مهمانخانه یکسره تعطیل نیست(علی بابا چاهی)
پیچک ( علی بابا چاهی)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

از همه قماش

 

**
 

این مهمانخانه یکسره تعطیل نیست

امپراطور درتختخواب

 خودش غلت می زند

ملکه ی مخلوع کندویش را یواشکی

با خودش می آوَرَد

قارون که گنجش را اوباش از کله اش

 قاپیده اند برق می زند این وسط.

تو هم از این طرفِ بام افتاده ای

 هم از آن طرفِ بام

یا تازه مستی اش شروع شده شتری

 که بر پشت بام قدم می زنَد

یا شترنشده معنی پشت بام را هم نفهمیده.

ولی تو این وسط از دست نداده ای چیزی را

بامی که از هر دو طرف چشمانت

 را جا به جا نکند بام نیست

تو ولی افتادنِ از هر دو سوی

بام را به دست آورده ای !

نمی دانم اما این زن زیبایی که

 پالتو خز ارزان قیمتی پوشیده

و به آرامیِ در راهرو از بغل من رد می شود

چه می خواهد بگوید با من

که نمی خواهد بگوید با من ؟

 

 

علی بابا چاهی

برچسب ها : ,

موضوع : علی بابا چاهی 3, | بازديد : 200